مرغ عشق و..........مرگ

باسلام دراین پست می خواهم یک داستان واقعی را در مورد مرغ عشق هایم بگویم پس لطفا بخوانید ونظر خودتان را بگویید......

در یکی از شب های تابستان بود که داشت برنامه 90می دادومن نشسته بودم ومیدیدم در تابستان شب ها در پنجره ها را اغلب باز می کنیم که هوا خنک باشه.

در همان شب  مرغ عشق هایم را در حیاطگذاشته بودم وطوری اویزان کرده بودم که از داخل خانه می توانستی انان را ببینی وبعد از مدتی حدودهای ساعت 12 شب بود که من دیدم مرغ عشق ها خودشون به دیواره قفس میزنن و من موندم که اینا چه مشکلی دارن و=فکر کردم که گربه دیدن و با یک چوب رفتم بیرون بعد دیدم که مرغ عشق ها خودشون محکم تر به دیواره قفس می زنن و من مانده بودم چرا این جوری می کنند....گربه ای هم نبودتعجب

وناگهان دیدم داره در وپنجره ها صدا می دن وزمین میلرزه ومن تا اون موقع زلزله ندیده بودم وگفتم چقدر جالب چرا زمین میلرزه وبعد دیدم مردم از کوچه داد میزنن وبعد 2دقیقه 2هزاریم افتاد زلزلهنگران...............

ومن پیش مرغ عشق هایم نشستم وبعد مدتی خدا شکر زلزله شدت زیادی نداشت که خدای نکرده صدمه ای به منازل بزنه و همه سالم بودن و در کوچه ما که فقط یکی از بالای پشت بام خوابیده بوده می پره پایین که پاش می شکنه!خنده

.............................................نظر دهید........خجالت.......................

نتیجه گیری ..نتیجه گیری با خودتون که خداوند چه موجوداتی را افریده..خیال باطل متفکر

.....................................................................................................................

دوستانی که سوال می کنند می تونند جواب خود را در همان جا که سوال کردند مشاهده کنند باتشکر

............//////////////////////////////////////////////........................

یک انتقاد ..چرا بعضی از دوستان مطالب وب را کپی می کنن منبع ذکر نمی کنند؟؟؟؟؟؟؟!!!!! من باید مطلبم تو سایت های دیگر ببینم ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

/ 6 نظر / 16 بازدید
سحر

چه عجب ی پسری پیدا شد حاضر شد ی لحظه از نود دل بکنه وااااااای خیلی جالب بود خیلی به مرغ عشق علاقه مند شدم قیمتشون چجوریاس داداشی؟

محمد

اگر تمایل دارید با ما تبادل لینک کنید ما منتظرتان هستیم بزرگترین وبلاگ طوطی سانان www.iran-parrot.mihanblog.com

عرفان

عالی بود بازم بنویسید من خودم 2تا مرغ عشق دارم عین بلبل می خونن[نیشخند]

سيد مصباح موسوي

سلام.اين يه سواله. ديشب به جوجه مرغ عشقم غذا دادم بعد كناردستم خوابيد بعد چند دقيقه بلندش كردم ديدم مرده[ناراحت][افسوس] آخه چرا مرد. اسلن هم به من نچسبيده بود .20روزه بود

نگین

من مرغ عشقامو میخوام[گریه]من دو تا مر غ عشق داشتم اسم یکیش لیلی و اسم اون یکیشم مجنون بود مرغ عشقم لیلی می خواس بزاعه دردش میومد خودشو به درو دیوار می زد بع بی حال شد بدشم مرد بیچاره[ناراحت]

آرشیا

جالب بود خیلی جالب ههههههههخخخخخخ